خرید بک لینک
ضرب المثلی است که می گوید «ادم ترس چیزی رو که داشته باشه گرفتارش می شود!! جاده ها و خیابان های شهر این روزها در اختیار نیسان آبی است، اصلا«سلطان جاده ها» است. همیشه دلهره و ترس شان را داشته ام... حمل سیمان، تیرآهن، اسباب کشی، نخاله ساختمان و گوسفند و آدم!... مهمتر از این صدای گوش خراش و آلودگی صوتی و... در فضای شهر و روستا و همه جا هستند حضور دارند. چند روز پیش در یکی از خیابان های شهر ماشین را برای خرید پارک کرده بودم. کارم حدود یک ساعت طول کشید، داشتم بر می گشتم یک دقیقه قبل از رسیدن به محل، ماشین نیسان با سرعتی که دو تقاطع باریک را باید به آرامی رد می شد، به سرعت رد شد. چند نفر مسافر همراه او در عقب، ناگهان درماشین باز می شود وبه شیشه عقب ماشین من می خوره و ریزریز می شود و پنجا متر جلوتر توقف می کند... «آغا با این سرعت چه خبره می دونی ماشین کناری رو زدی!» تعجب کرده بود. گفت «کجا» همین جا! ... شروع کرد به این که «من سرعتم زیاد نبود»... کارت هاشو نشونم داد... می گفت « دنبال راست و ریست برنامه ختم یکی از فامیل های نزدیکم بودم و» ... البته منم شانسی که آوردم این بود که اون لحظه کنار ماشین یا توی ماشین نبودم!  چی می شد نمی دونم  به هر حال به خیر گذشت. هر چه باشد احترام سه چیز واجب است: خدا، پدر و مادر و نیسان آبی!»+ نوشته شده توسط کرمی پور در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۶ و

برچسب: نویسنده: هیراد میرزاده تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:51

مدتی است دوگانه «سرعت» و «آهستگی»، چه در معنای فلسفی و چه در معنای جامعه شناختی ذهنم را مشغول کرده است. این همه سرعت برای رفتن و رسیدن و حرکت برای چیست؟ در همه پهنای زندگی از خیابان و مدرسه و آموزش و خرید و تفریح و خوراک و فراغت و ... چنین است. پرسش این است که: چه مضامین معناشناختی و فلسفی پشت سرعت و آهستگی است؟ برای فهم بیشتر این پرسش، دو روز گذشته کتاب «آهستگی» (نسخه سانسور نشده) میلان کوندرا، نویسنده چک و فرانسوی تبار را خواندم. هر چند شخصیت ها و اسامی گاه و بی گاه برایم مبهم بود، اما نتیجه گیری ها و نگاه فلسفی - روان شناسی اجتماعیِ نویسنده از طریق روایت داستان «آهستگی» چالش تقابل سرعت و آهستگی موضوع جدیِ روزگار ماست. توصیفات خُرد نگرِ کوندرا از تحلیل نقش ها و فضاهای داستان، موضوع رقص، نمایش و دیالوگ گاهی به تحلیل معناشناختی و پییچیدگی دنیای جدید منتهی می شود و به فلسفه اپیکور و ریتم موسیقی بتهون می رسد و چنین نتیجه می گیرد که «میان کُندی و حافظه و نیز شتاب و فراموشی پیوند مرموزی وجود دارد. در ریاضیات هستی، معادله ای وجود دارد: درجه کندی تناسب مستقیمی با حضور ذهن دارد و درجه شتاب تناسب مستقیمی با شدت فراموشی....وقتی حوادث بیش از اندازه سریع اتفاق بیفتد دیگر هیچ کس نمی تواند در باره چیزی اطمینان داشته باشد. در باره هیچ جیز، حتی خویشتن....درجه سرعت تناسب مستقیمی با شدت فراموشی دار

برچسب: نویسنده: هیراد میرزاده تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 23:51

صفحه بندی